>
 

This Is New ...

sweet dreams

 


و نا امیدیش آن قدر کوچک است که هر شب در ازدحام میکده گم میشود

او شفای باغچه را
در انهدام باغچه می داند
او مست میکند
و مشت میزند به در و دیوار
و سعی میکند که بگوید
بسیار دردمند و خسته و مایوس است
او نا امیدیش را هم
مثل شناسنامه و تقویم و دستمال و فندک و خودکارش
همراه خود به کوچه و بازار می برد
و نا امیدیش
آن قدر کوچک است که هر شب

در ازدحام میکده گم میشود


  نوشته شده توسط Gillas در شنبه 11 اردیبهشت 1389 ساعت  6:43:06 PM

براي نظر گذاشن اینجا را کلیک کنید

: نظر ها

afoooooooooooooooooooooooooooooooooossssss

   شنبه 19 آذر 13909:32:09 PM
Http://gasedak20.Baxblog.com : آدرس وبلاگ
reza ارسال پيام به

 

   جمعه 22 مهر 13902:33:43 PM
Http://mry_hbp.Gohardasht.com : آدرس وبلاگ
mohammad reza ارسال پيام به

سلام . زیبا بود و دلنشین . منتظر نگاه گرمت هستم

www.sepehrrainy.blogfa.com

موفق باشی دوست عزیز

   چهارشنبه 12 مرداد 139010:19:37 AM
http://www.sepehrrainy.blogfa.com : آدرس وبلاگ
sepehr ارسال پيام به

salam az merilyn baramun tex bezar tnx

   شنبه 8 مرداد 13908:26:36 PM
Http://stone.Baxblog.com : آدرس وبلاگ
stone ارسال پيام به

salam khoshhal misham bahat ashna sham   singer1351@gmail.com 

   سه شنبه 7 تیر 13905:01:14 PM
http://www.Gohardasht.com : آدرس وبلاگ
mohammad ارسال پيام به

ghashang nevishtin ...

.

.

.

soot mizanam tanhaeim ra ...

gonjeshkaki ashegham mishavad...!

   یکشنبه 1 خرداد 13907:43:04 PM
milad ارسال پيام به

سلام عزیزم خوبی.مملکتی که جووناشو تو خیابون بخاطر حرف زدن تو روز روشن جلو چشم همه میکشه دیگه مملکت نیست.من پویا هستم میخواستم باهات بیشتر آشنا بشم.ممنونم-09122648351

pouyalovers@yahoo.com

   جمعه 19 فروردین 139011:24:07 AM
http://www.Gohardasht.com : آدرس وبلاگ
pouya ارسال پيام به

بازم اشتباه کردم

من حتی نمیتونم یک تصمیم درست بگیرم

باورت میشه

به کلی به هم ریختم

 

   شنبه 13 فروردین 13901:10:32 AM
http://www.peivand321.blogfa.com : آدرس وبلاگ
maryam ارسال پيام به

خيلي خوبه ولي اين نبايد يكطرفه باشه شما هم به ما سر بزنيد بزاريد اين ديدار دو طرفه باشه وهميشه با هم مكاتبه داشته باشيم

اگه شعريم ميدوني ومال خودته بزار بخونيم خوب ميشه

ممنون

   چهارشنبه 3 فروردین 139010:41:29 PM
Http://lili_10412.Baxblog.com : آدرس وبلاگ
mohammad4030 ارسال پيام به

وبلاك زياي داري ولي اين پسد حميد و ميگم خرابش كرده

البته بايد ببخشي كه اين حرف زدم؟

مثل ساحل آروم باش تاديگران

مثل دريابراي توبي قرار باشن

!!!؟

باتشكر

masih

   جمعه 1 بهمن 138912:01:50 PM
Http://masihradfar.Gohardasht.com : آدرس وبلاگ
masih ارسال پيام به

اگر به آرزوهايي که داري نرسيدي ، با آنچه داري { فارق از نگراني } بساز
پيمانها را هميشه استوار ميخکوب کن و با پيمان شکنان آشتي نکن

   پنجشنبه 23 دی 13896:09:12 AM
: آدرس وبلاگ
elyaas ارسال پيام به

سلام خوبی وقت همه دوستان بخیر 

این چه آهنگی هستش

   جمعه 17 دی 13894:45:26 PM
Http://mokhtareh.Baxblog.com : آدرس وبلاگ
farhad ارسال پيام به

salam.ejaze daram 2bar nazar bdam?1)a omqi k natnet dasht lezat bordam.2)y nazaram mikham b aqa hamed sorush bdam a inke ziad shirin shode,y pakon niaz dare k labesho pak kone akhe ziad dare fantezi mishe.tnx

   جمعه 3 دی 13891:44:33 AM
Http://shahi.Baxblog.com : آدرس وبلاگ
hatef ارسال پيام به

می دونی مارلین احساسات خیلی خوبه کلا ما شرقی ها سرشار از احساسیم اما  گمون کنم تو خیلی از احساساتت خرج می کنی و این باعث میشه که بعدا طی مدتی خیلی راحت ضربه بخوری

من تمامی مطالبت رو خوندم قشنگ بود

راستی... سلام!

www.kolbedel.persianblog.ir

 

   چهارشنبه 1 دی 13898:07:17 PM
Http://jome.Baxblog.com : آدرس وبلاگ
shadmehr ارسال پيام به

سلام من اومدم

ببخشید یه مدت برادران نیروی انتظامی مارو فرستاده بودن مهمونی به جهت امنیت اخلاقی

جای همه تون خالی ازمون خوب پذیرایی کردن

هنوز طعم خوردنی هاشون رو سر و صورتمون مونده

خداوند متعال همه ی زحمت کشان اسلام و مخصوصا برادران بسیج و نیروی انتظامی را در پناه خود حفظ بفرماید

بچه ها آمین یادتون نره

آمین

حامد سروش

وبلاگ ما یادتون نره

   جمعه 28 خرداد 13891:21:56 PM
Http://HAMED-HAKAN.Gohardasht.com : آدرس وبلاگ
HAMED ارسال پيام به

وای وبلاگ فوق العاده ای داری خیلی حال کردم امیدوارم این همه دوستی که داری همه رو متال باز کنی واین روحیه لطیف متال و به   همه انتقال بدی ولی انصافا قبول داری هیچ گروهی متالیکا نمیشه

بعد گروهای دیگه

   سه شنبه 25 خرداد 13896:25:53 PM
Http://manimandegar.Gohardasht.com : آدرس وبلاگ
MaNi ارسال پيام به

سلام

وقتی می خواهی حرف بزنی دهانتو می بندن

وقتی که می تونی حرف بزنی میگن حالا دیره

تا وقت داری دوست من حرفاتو بزن

کامران

   یکشنبه 23 خرداد 13898:51:42 PM
: آدرس وبلاگ
kamran ارسال پيام به

ghashang bud omidvaram movafagh bashi

   شنبه 22 خرداد 13895:01:30 PM
Http://bm_tn.Baxblog.com : آدرس وبلاگ
behnam ارسال پيام به

salam khob hastin mojtaba hastam az gohardasht baraton paygham fe3restadam be be emaileton montazere javabeton hastam

www.mojtabaomidi.blogfa.com

mojtaba_omidi2002@yahoo.com

movaffgh bashin

   یکشنبه 9 خرداد 138912:14:24 AM
www.mojtabaomidi.blogfa.com : آدرس وبلاگ
مجتبی ارسال پيام به

چرا نباید خوشحال باشیم؟ همون موقع ما شعار می دادیم: ای مرد غیرتت کو؟ حجاب همسرت کو؟

   پنجشنبه 30 اردیبهشت 13898:04:05 PM
http://www.Gohardasht.com : آدرس وبلاگ
Arshia ارسال پيام به

ای ول بابا

ای ول

   شنبه 25 اردیبهشت 13891:04:45 PM
Http://bache mosalmoon.Baxblog.com : آدرس وبلاگ
morteza ارسال پيام به

با آنكه شب شهر را ديرگاهي ست 
با ابرها و نفس دودهايش
تاريك و سرد و مه آلود كرده ست 

و سايه ها را ربوده ست و نابود كرده ست 
من با فسوني كه جادوگر ذاتم آموخت 
پوشاندم از چشم او سايه ام را 
با سايه ي خود در اطراف شهر مه آلود گشتم 
اينجا و انجا گذشتم

هر جا كه من گفتم ، آمد 
در كوچه پسكوچه هاي قديمي
ميخانه هاي شلوغ و پر انبوه غوغا 
از ترك ، ترسا ، كليمي
اغلب چو تب مهربان و صميمي 
ميخانه هاي غم آلود 
با سقف كوتاه و ضربي
و روشنيهاي گم گشته در دود
و پيخوانهاي پر چرك و چربي

هر جا كه من گفتم ، آمد 
اين گوشه آن گوشه ي شب 
هر جا كه من رفتم آمد 
او ديد من نيز ديدم

مرد و زني را كه آرام و آهسته با هم 
چون دو تذرو جوان مي چميدند 
و پچ پچ و خنده و برق چشمان ايشان 
حتي بگو باد دامان ايشان 
مي شد نهيبي كه بي شك 
انگار گردنده چرخ زمان را 
اين پير پر حسرت بي امان را 
از كار و گردش مي انداخت ، مغلوب مي كرد 
و پيري و مرگ را در كمينگاه شومي كه دارند 
نوميده و مرعوب مي كرد 
در چار چار زمستان 

من ديديم او نيز مي ديد 
آن ژنده پوش جوان را كه ناگاه 
صرع دروغينش از پا درانداخت 
يك چند نقش زمين بود 
آنگاه 
غلت دروغينش افكند در جوي
جويي كه لاي و لجنهاي آن راستين بود 
و آنگاه ديديم با شرم و وحشت 
خون ، راستي خون گلگون 
خوني كه از گوشه ي ابروي مرد
لاي و لجن را به جاي خدا و خداوند 
آلوده ي وحشت و شرم مي كرد 
در جوي چون كفچه مار مهيبي 
نفت غليظ و سياهي روانبود 
مي برد و مي برد و مي برد 
آن پاره هاي جگر ، تكه هاي دلم را 
وز چشم من دور مي كرد و مي خورد 
مانند زنجيره ي كاروانهاي كشتي
كاندر شفقها ،‌فلقها 
در آبهاي جنوبي
از شط به دريا خرامند و از ديد گه دور گردند 
دريا خوردشان و سمتور گردند 

و نيز ديديم با هم ، چگونه 
جن از تن مرد آهسته بيرون مي آمد 
و آن رهروان را كه يك لحظه مي ايستادند 
يا با نگاهي بر او مي گذشتند 
يا سكه اي بر زمين مي نهادند 
ديديم و با هم شنيديم 
آن مرد كي را كه مي گفت و مي رفت : اين بازي اوست 

و آن ديگر را كه مي رفت و مي گفت : اين كار هر روزي اوست 
دو لابه هاي سگي را سگي زرد 
كه جلد مي رفت ،‌ مي ايستاد و دوان بود 
و لقمه اي پيش آن سگ مي افكند 
ناگه دهان دري باز چون لقمه او را فرو برد 
ما هم شنيديم كان بوي دلخواه گم شد 
و آمد به جايش يكي بوي دشمن 

و آنگاه ديديم از آن سگ 
خشم و خروش و هجويمي كه گفتي
بر تيره شب چيره شد بامداد طلايي
اما نه ، سگ خشمگين مانده پايين 
و بر درخت ست آن گربه ي تيره ي گل باقلايي
شب خسته بود از درنگ سياهش

من سايه ام را به ميخانه بردم 
هي ريختم خورد ،‌ هي ريخت خوردم 
خود را به آن لحظه ي عالي خوب و خالي سپردم 
با هم شنيديم و ديديم 
ميخواره ها و سيه مستها را 
و جامهايي كه مي خورد بر هم 
و شيشه هايي كه پر بود و مي ماند خالي
و چشم ها را و حيراني دستها را 

ديديم و با هم شنيديم 
آن مست شوريده سر را كه آواز مي خواند 
و آن را كه چون كودكان گريه مي كرد 
يا آنكه يك بيت مشهور و بد را 
مي خواند و هي باز مي خواند 
و آن يك كه چون هق هق گريه قهقاه مي زد 

مي گفت : اي دوست ما را مترسان ز دشمن 
ترسي ندارد سري كه بريده ست 
آخر مگر نه ، مگر نه 
در كوچه ي عاشقان گشته ام من ؟
و آنگاه خاموش مي ماند يا آه مي زد 

با جرعه و جامهاي پياپي
من سايه ام را چو خود مست كردم 
همراه آن لحظه هاي گريزان 
از كوچه پسكوچه ها بازگشتم 
با سايه ي خسته و مستم ، افتان و خيزان 
مستيم ، مسيتم ، مستيم 
مستيم و دانيم هستيم 

اي همچو من بر زمين اوفتاده 
برخيز ، شب دير گاهست ، برخيز 
ديگر نه دست و نه ديوار 
ديگر نه ديوار نه دست 
ديگر نه پاي و نه رفتار 
تنها تويي با من اي خوبتر تكيه گاهم 
چشمم ، چراغم ، پناهم 
من بي تو از خود نشاني نبينم
تنهاتر از هر چه تنها 
همداستاني نبينم
با من بمان اي تو خوب ، اي بيگانه 
برخيز ، برخيز ، برخيز 
با من بيا اي تو از خود گريزان 
من بي تو گم مي كنم راه خانه 
با من سخن سر كن اي ساكت پرفسانه 
آيينه بي كرانه 
مي ترسم اي سايه مي ترسم اي دوست 
مي پرسم آخر بگو تا بدانم
نفرين و خشم كدامين سگ صرعي مست
اين ظلمت غرق خون و لجن را 
چونين پر از هول و تشويش كرده ست ؟
ايكاش مي شد بدانيم 
ناگه غروب كدامين ستاره 
ژرفاي شب را چنين بيش كرده ست ؟
هشدار اي سايه ره تيره تر شد 
ديگر نه دست و نه ديوار 
ديگر نه ديوار نه دوست 
ديگر به من تكيه كن ، اي من ، اي دوست ، اما 

هشدار كاينسو كمينگاه وحشت 
و آنسو هيولاي هول است 
وز هيچيك هيچ مهري نه بر ما 
اي سايه ، ناگه دلم ريخت ، افسرد 
ايكاش مي شد بدانيم 

نا گه كدامين ستاره فرو مرد؟ 

   جمعه 17 اردیبهشت 138912:04:49 AM
http://www.Gohardasht.com : آدرس وبلاگ
masoud ارسال پيام به

 

 

 


: آخرین مطالب قبلي

و نا امیدیش آن قدر کوچک است که هر شب در ازدحام میکده گم میشود




تورو خدا بندازین دور مداد رنگیاتونو




ما ونوسی ها صبوریم اما اگر آن رگ ونوسیمان بالا بیاید...ممنون از هلیا




یه بغض بلوری تو گلوی قناری.....یه صدا .....یه گلویه .....یه زخم کاری




یک مداد پاک کن بده برای محو لبها...نمی خواهم کسی به هوای سرخی شان .. سیاهم کند




حتـی اگر بخوای نمیتونی این رو از من بگیـری




مانند رها کردن دختری دیگر در اشک




جوانان کم شهامت تر می شوند......افسانه ها فرسوده تر می شوند




اگه توصیفاتم به جهنم میکنه صدق به من چه




خیلی نزدیک , مهم نیست چقدر




نمایش سایر مطالب قبلی


 

: آمار وبلاگ

كل بازديد كننده ها : 9029 نفر

دفعات نمايش وبلاگ : 16653 بار

 

©2011 Gohardasht.com
Powered by MainSystem